![]() |
![]() |
|
| اهالی آتش |
|
UNBREAKABLE
پیشتر، با گروه Rock آلمانی Scorpions آشنا شدیم و نیز آهنگ محبوب Still Loving You، که یکی از افتخارات عقربهای سیاه موسیقی Rock است را همراه با ترجمه مرور کردیم. آهنگی که از آلبوم Love At First Sting انتخاب شده بود. امّا اینبار، بیایید به آلبوم شاهکار دیگری نگاهی بیاندازیم. آلبوم Unbreakable (به سبک Heavy Metal) که با ورودش به بازار داغ موسیقی سال ۲۰۰۴، عطش طرفدارانشان را به خوبی فرو نشاند.
انکار این مسئله که مهمترین عامل موفقیت آلبوم، اجرای خارق العادۀ آهنگ Maybe I Maybe You بوده، کاریست غیرممکن. از نکات قابل ذکر در مورد این آهنگ میتوان به سرایش آن توسط خود آقای Klaus Meine (خوانندۀ اصلی گروه) اشاره کرد.
در کنار این شعر موفق، آهنگساز موفقی هم حضور داشت که تقریباً همگی ما با ایشان آشنایی مختصری داریم: استاد انوشیروان روحانی.
انوشیروان روحانی (یا به قول آقای Meine: "انوشیروان افسانه ای") در 1939 در شهر رشت تولّد یافت و تقریباً از سال 1965 فعالیت های فرهنگی و هنری خود را که شامل نوازندگی پیانو و همچنین ترانه سرایی است، بصورت حرفه ای آغاز کرد. گفتنی ها دربارۀ ایشان بسیار زیاد است. شاید ذکر این نکته برای جوان ترها کافی باشد که ایشان با هنرمندان نامی بسیاری همکاری داشته و آثار ارزشمندی را در کنار آنها بوجود آورده است. هنرمندانی همچون: ویگن، مرضیه، پوران، هایده، مهستی، عهدیه،...
MAYBE I MAYBE YOU شاید من، شاید تو
Maybe I, maybe you
Maybe I, maybe you
You look up to the sky
Maybe I, maybe you
Maybe I, maybe you
You look up to the sky
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 فروردین1388ساعت 21:8 توسط H.R.K |
|
|
DEEP PURPLE
برای بسیاری از ما، درک این مسئله که Deep Purple در اواخر دهۀ 60 میلادی، Rock می ساخته اند، کمی دشوار است. Deep Purple، گروه Rock خوش ذوقی که در 1968 و از Heartfordshire انگلستان سر بر افراشت، علیرغم تغییرات فراوان در اعضایش و همچنین وقفۀ تقریباً طولانی مدّتی که داشت ( از 1976 تا 1984، یعنی هشت سال، هیچ آلبومی نساختند )، امّا محبوبیتش را در میان هواداران حفظ کرد.
گروه، از همان سال 1968 که آلبوم Shades Of Deep Purple را ساخت و تا سال 2005 که Rapture Of The Deep را خلق نمود، درآمد قابل توجهی داشته است. بجز همکاریشان با گروههایی مثل Black Sabbath و Led Zeppelin، فقط آلبوم های خودِ گروه (18 آلبوم)، نزدیک به 100 میلیون نسخه فروش داشته است که در نوع خود، کم نظیر می نماید.
تغییرات زیاد در اعضای گروه، اگر بشکل حساب شده ای صورت نگیرد، از کیفیت کارهای آنان می کاهد. چنین تجربه ای را Deep Purple نیز داشته است. امّا نظر سنجی ها و اظهارات منتقدان، حاکی از آن است که بهترین و موفق ترین ترکیب بندی گروه، مربوط می شود به بازۀ زمانی 1969 تا 1973 که تشکیل شده بود از آقایان: Ian Gillan (خواننده)، Ritchie Blackmore (گیتار)، Jon Lord (کیبورد)، Roger Glover (گیتار بیس) و Ian Paice (درامر).
آقای Gillan، اشعار آهنگ ها را نیز می سرایند. ایشان، متوّلد لندنِ 1945 است. در 1984، Gillan، با Bron (دوست د.خترش) ازدواج کرد. Bron همان دخترکی بود که Gillan در آهنگ Keep It Warm (زمانی که خوانندۀ Black Sabbath بود) مورد خطاب قرار می داد. حاصل این ازدواج، دختری است به نام Grace. آنها هم اکنون در شهر ساحلی Dorset در جنوب انگلستان زندگی می کنند.
Gillan را عموماً به عنوان نخستین خوانندۀ Rockی میدانند که هنگام خواندن، با صدای بلند و با حالتی پر حرارت، احساسات درونی خود را بازگو می کند. این روش، بعدها، به روش Belting یا Vocal Belting شهرت یافت...
...و امّا آهنگی که اینبار ملاحظه می فرمایید... Bad Attitude از آلبوم The House Of Blue Light به سال 1987 (سالی که من به دنیا اومدم)...
BAD ATTITUDE حالِ خراب
Take a look at these dirty hands
You got yourself a load of trouble now
You got me locked in a paper cage
You got yourself a load of trouble now
Don't want a number, I got a name
You got yourself a load of trouble now
Don't want a number, I got a name
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 آذر1387ساعت 21:31 توسط H.R.K |
|
|
STEELHEART
Steelheart را به نوعی، میتوان جزو آخرین گروههای سبک Glam Metal نامید. گرچه از همان ابتدای ظهورش (۱۹۹۰)، سبک های متنوعی از جمله Heavy Metal و Hard Rock نیز از این بند مشاهده شد. گروه، بوسیلۀ آقای Michael Matijevic (
اکثر منتقدان، بخش اعظم موفقیت این اثر را مدیون ۲ آهنگ منحصر به فرد این گروه می دانند. آهنگ "She's Gone" که به حقّ، میتوان گفت عرصه ای بود برای آقای Matijevic تا وسعت صدای خود را به نمایش بگذارد. این آهنگ، در رده بندی های بین المللی، رتبۀ نخست را از آن خود کرد و تا ۱۷ هفته جای خود را به هیچ آهنگ دیگری نسپرد. آهنگ دیگری که منتقدان را سرِ جایشان نشاند، ترانه ای بود به نام "I'll Never Let You Go" ( یا همان Angel Eyes) که موفق شد در ردۀ ۱۴ قرار گیرد. از دیگر آثار برتر این آلبوم میتوان به "Can't Stop Me Lovin' You" اشاره کرد که دو ویژگیِ صدای پر حرارت Matijevic و نیز توانمندی های Risola (لید گیتارِ گروه) را در هم آمیخته بود. جایگاه این آلبوم به حدّی رسید که دیگر، کسی، گروه را به اسمِ Red Alert نمی شناخت و همۀ دوستدارانشان، آنها را به نام آلبومِ شاهکارشان (یعنی Steelheart) فریاد می زدند.
پس از این وقایع، Steelheart کم کم جای خود را به گروه های قدیمی تر و جدیدتر، از جمله Black Sabbath (که Ozzy Osbourne مدّتی را با Steelheart به همکاری پرداخت) و Guns N Roses داد، امّا چندان هم بیکار ننشست. آلبوم های Tangled In Reins (به سال 1992)، Wait ( در 1996)، Just A Taste (در 2006) و Good 2b Alive (در سال 2008) توانسته اند در این مدّت، Steelheart دوست داشتنی را سرِ پا نگه دارند.
SHE'S GONE دیگه نیست
,She's gone
In my life
,She's gone
.Come back into my arms
?Lady, won't you save me
?Lady, won't you save me
.Lady, oh, lady
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 21:21 توسط H.R.K |
|
|
CAT STEVENS
Steven Demetre Georgio، متولّد ۲۱ جولای ۱۹۴۸ در لندن، کسی که تقریباً از اواسط دهۀ ۶۰ میلادی (۱۹۶۶ تا ۱۹۷۸) به Cat Stevens شهرت داشت، موسیقی دان، خواننده، ترانه سرا، استاد و پیشگام در موسسات و امور خیریه است. تحت عنوان Cat Stevens، او بیش از ۶۰ میلیون نسخه از آلبوم هایش را به فروش رساند. آنهم از اوایل دهۀ ۶۰ که زیاد مطرح نبود.
آلبومهایی همچون Tea For The Tillerman و Teaser And The Firecat توسط مؤسسۀ RIAA آمریکا تأیید شدند (با امتیاز Triple Platinum ) و هر کدام (فقط در ایالات متحدۀ آمریکا) بیش از ۳ میلیون نسخه فروش کردند. آلبوم Catch Bull At Four، تنها در دو هفتۀ اوّل انتشارش، نیم میلیون نسخه فروخت و به مدّت سه هفته، در صدر بهترینهای موسیقی قرار گرفت. در طی آن سالها، بخاطر سرایش ترانه های بی نظیر، مفتخر به دریافت چندین جایزه از جمله ASCAP گردید (برای ترانۀ The First Cut Is The Deepest).
در ۱۹۷۷ و در اوج شهرتش، استیونس، به دین اسلام گروید و یک سال بعد، نامِ یوسف اسلام ( Yusuf Islam ) را برای خویش برگزید. وقتی از او پرسیدند که چرا مسلمان شده، گفت: "یک روز در ساحل مالیبو، واقع در کالیفرنیا، مشغول شنا بودم که چیزی نمانده بود غرق شوم. موقع دست و پا زدن، فریاد زدم خدایا !... اگر زندگی ام را نجات دهی، از آن پس برای تو خواهم زیست و در راه تو کار خواهم کرد". او به بوداییسم، زِن، علم رموز اعداد، کارتهای تاروت و همچنین طالع بینی مشغول شد تا بتواند به روح پاک دست یابد. امّا هنگامی که برادرش، دیوید، نسخه ای از قرآن را به او داد، استیونس شروع کرد به جستجوی صلح با خویشتن و یادگیری اسلام. او تأکید می کند که همیشه از اسم Joseph (مردی که بدنیا آمده ولی در بازار به فروش رسیده بود. زندگی او در کتاب قرآن روایت شده و یک سوره از آن نیز به همین نام یعنی "یوسف" نوشته شده است) خوشش می آمده. در طی مدّتی که مشغول مطالعۀ قرآن بود، هرچه بیشتر و بیشتر به شخصیت یوسف اندیشید و دریافت که زندگی خودش نیز شبیه همین شخصیت است. یوسفِ افسانه ای، یک انسان بود که از مادر زاده شده امّا به عنوان کالا، در بازار فروخته شده بود و یوسفِ تازه مسلمان شدۀ انگلیسی نیز انسانی آزاد بود امّا به نظر میرسید که در بازار داغ موسیقی و تبلیغات جهانی، همچون کالایی مادّی به فروش می رسید.
او بعدها تصمیم گرفت که درآمد ۱.۵ میلیون دلار در سالِ خود را که از فروش آلبومهایش در سطح جهان بدست می آید، صرف امور خیریه نماید. قابل ذکر است که یوسف اسلام، در سپتامبر ۱۹۷۹ با دوشیزه فوزیه مبارک علی ( Fauzia Mubarak Ali ) و در مسجد Regent's Park لندن ازدواج کرد. این ازدواج، هزارمین ازدواجی بود که در آن مسجد صورت می گرفت. این زوج اکنون پنج فرزند دارند.
پس از اظهارات آقای سلمان رُشدی در کتاب آیات شیطانی به سال ۱۹۸۹، رسانه های انگلیسی، بسیار کنجکاو بودند که نظر یوسف اسلام را در مورد این موضوع و همچنین مسألۀ مشهور به "فتوا" ( The Fatwa ) که از سوی رهبرِ وقتِ جمهوری اسلامی ایران، روح الله ( Ruhollah )، مطرح شده بود، جویا شوند. یوسف در حالی که داشت از دانشگاه Kingston لندن و دانشجویانِ آن بازدید می کرد، با هجوم خبرنگاران، مواجه و غافلگیر شد.
او در این مصاحبه، از فتوای مذکور حمایت کرد. امّا در مصاحبه ای دیگر با BBC، گفت که با مجازاتهای سلیقه ای مربوط به قبایل و طایفه های مستقلِ مسلمان، مخالف است و همانا باید که از تنبیهاتِ راستینِ اسلامی که در خورِ انسان است حمایت کرد.
زندگی او در کودکی نیز جالب توجه است. او سومین فرزند خانواده بود. پدرش یک قبرسی-یونانی و مادرش سوئدی بود. آنها در آن زمان، یک رستوران غذاهای یونانی را در خیابان Soho لندن می گرداندند. وقتی او تنها ۸ سال داشت، والدینش از هم جدا شدند. امّا هر دوی آنها تصمیم گرفتند که به ادارۀ رستورانشان ادامه دهند. قرار شد که مادرش در آپارتمان بالای رستوران زندگی کند. در سن ۱۲ سالگی، استیونس که قبلاً پیانو را یاد گرفته بود، به یادگیری گیتار پرداخت و در عین حال، شعر هم می گفت.
چند سال بعد، مادرش به زادگاه خود در سوئد ( شهر Gavle ) بازگشت و استیونس نوجوان را نیز با خود بُرد. در آنجا، او زیرِ دستِ داییِ خود، مهارتهای نقاشی را نیز آموخت. Hugo، داییِ استیونس، نقاشی چیره دست بود. در سن ۱۶ سالگی، استیونس، مدرسه را رها کرده و تصمیم گرفت که به هُنرکدۀ Hammersmith برود. امّا دیری نپایید که از آنجا نیز اخراج شد. در همان سالها بود که استیونس تصمیم گرفت، هنر را به عنوان یک حرفه آغاز کند و در آن دوران بود که به موسیقی Folk گرایش یافت. اگر به جلدِ آلبومهای Cat Stevens نگاهی بیاندازیم، می توانیم نقاشی های او را بر روی آنها ببینیم.
یوسف اسلام، گرچه در ابتدا، برای اینکه به مطالعات اسلامی بپردازد، از موسیقی فاصله گرفت، ولی می بینیم که از سال ۱۹۹۵ (با آلبوم The Life Of The Last Prophet ) دوباره به این صنعت برگشته و تا به سال ۲۰۰۸ که آلبوم I Look, I See 2 (دومین آلبوم ایشان به این نام) را عرضه نمود، مجموعاً ۱۲ آلبوم دیگر خلق کرده است.
WILD WORLD دنیای دیوانه
...Lalalalalala Now that I've lost everything to you
Oh, baby, baby, it's a wild world
You know I've seen a lot of what the world can do
Oh, baby, baby, it's a wild world ....Lalalalala Baby, I love you (CHORUS REPEATS (x2
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 شهریور1387ساعت 0:13 توسط H.R.K |
|
|
THE SPEED OF PAIN
شنیدن patternهای Rock، آن هم از مریلین منسون، گرچه دور از انتظار است، امّا نگاهی به سوابق ایشان و بخصوص آلبومِ پرطرفدارِ Mechanical Animals (به سال ۱۹۹۸)، هم یکی دیگر از جنبه های شخصیتی آقای Brian Hugh Warner (همان Marilyn Manson) را نمایان می سازد و هم انتظارات طرفدارانِ موسیقیِ Rock را افزایش می دهد. در این آلبوم، بر خلاف دیگر آلبوم های گروه، کمتر ردّپایی از آقای Reznor (آقای Trent Reznor)، رهبرِ گروه NIN دیده می شود. در واقع، سبک ساخت آهنگهای این آلبوم، سلیقۀ خودِ منسون را در عرصۀ Rock به نمایش می گذارد. آهنگهایی همچون The Dope Show و Rock Is Dead و Speed Of Pain و (I Don't Like The Drugs (But The Drugs Like Me و Coma White، خود، بازگو کنندۀ این مسئله است.
به نظر می رسد که در این آلبوم، آقای منسون قصدِ بر هم زدن افکارِ روتین-وار و شهروندانۀ مخاطبان را داشته و به دنبال ایجاد تنش در میان اقشار متوسط و پایین-دستِ جامعه و نیز همبسته تر ساختنِ آرمانهای گروهها و احزاب مخالف دولت است. نتیجۀ مستقیم این موضوع را می توان در اظهار نظرهای برخی سیاسیونِ ایالات متحدۀ آمریکا مشاهده نمود. این حوادث و اتفاقات، آقای مایکل مور، مستندساز ضد جنگ آمریکایی را بر آن داشت تا در بخشی از فیلم مستند خود تحت عنوان Bowling For Colombine (ساخت ۲۰۰۲)، از خودِ او دربارۀ این موضوع مصاحبه بگیرد. مور، قبل از پرداختن به این مصاحبه، قسمتی از سخنان یکی از سناتورهای کاخ سفید را نشان می دهد که اذعان می دارد: "احتمالاً این گروه (Manson) را بتوان مریض ترین گروهی نامید که تا کنون توانسته با کمپانی ها و استودیوهای بزرگ قرارداد ببندد". در حقیقت، اینگونه فعالیت های گروه منسون، دستاویزهای بسیاری، هم برای دولتمردان آمریکا و هم برای مُبلّغان مسیحیت دست و پا کرده است.
آهنگی که این بار تقدیمتان می شود، ششمین Track از آلبوم Mechanical Animals است که موضوع اصلیِ آن، اشاره ایست به روابط سرد انسانها با یکدیگر و نیز بی احساسی و بی رحمی آنها نسبت به حتّی دوستان و نزدیکانشان. شاید باز هم آقای وارنر می خواهند بگویند که همۀ این تناقضات و سردرگمی ها، ناشی از وجود دولتمردانِ نا به جا و ادیان و مذاهبِ بی خاصیت است.
SPEED OF PAIN شتابزدگیِ درد
They slit our throats When you want it
( chorus:] I.......... I wanna outrace the speed of pain for another day ( x 2 ]
I wish I could sleep
When you want it
( chorus:] I.......... I wanna outrace the speed of pain for another day ( x 2 ]
Lie to me, cry to me, give to me
Keep all your secrets wrapped in dead hair.... Always Lie to me, cry to me, give to me
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 18:46 توسط H.R.K |
|
|
Queen، نام یک گروه راک انگلیسیِ برآمده از لندنِ دهۀ ۷۰ میلادی است. نفرات اصلی گروه عبارت بودند از آقایان Brian May (گیتاریست)، Freddie Mercury (خوانندۀ اصلی) و Roger Taylor (درامر). آقای John Beacon (گیتار بیس) نیز بعدها به این جمع افزوده شد. ظهور آنها در دهۀ درخشان «هفتاد»، با موفقیت معجزه آسایی همراه شد. امّا گذشته از این، Queen را (سرسختانه) موفق ترین گروه موسیقی بریتانیایی ۳۰ سال اخیر می دانند.
از نقاط تمایز آنها با دیگر گروه های موفق آن دوران، می توان به نوآوری و تنوّع اختصاصی (به سبک خودشان) و همچنین تنظیمات چندبارۀ هر کدام از آثارشان، همخوانی بی عیب و نقص و هارمونیک و نیز درگیر کردن تماشاگران با آهنگ ها و شرکت دادن جمعیت در پاره ای از لحظات باشکوه کنسرت اشاره نمود. تمام این خصوصیات را می توان یکجا و مخصوصاً در اجرای Live Aid در سال ۱۹۸۵ به تماشا نشست. این اجرای خارق العادۀ آنها، از سوی شمارِ بیشماری از طرفداران موسیقی راک، به عنوان بهترین و باشکوه ترین اجرای زندۀ تمام «تاریخ» انتخاب شد (منبع، سایت BBC).
رازِ روزهای اوج گروه در دهۀ ۷۰ آرمیده است. آنجا که آلبومهایی همچون Queen و پس از آن نیز آلبوم Queen II یخ یکجانبه گراییِ هیپی ها را شکست و بعدها آلبومهای Sheer Heart Attack (به سال ۱۹۷۴) و A Night At The Opera (یک سال بعد) نام Queen را تثبیت نمودند. در مجموع، سهم Queen از خلق شاهکارهای موسیقی، فقط ۱۵ آلبوم بود. زیرا خوانندۀ گروه (Freddie)، که نام اصلی او فرُّخ بُلسارا است، در سپتامبر ۱۹۹۱ به عنوان اوّلین قربانی مشهور «ایدز» از دنیا رفت. فردریک (یا همان فرّخ) در سپتامبر ۱۹۴۶ و در یک خانوادۀ زردشتیِ پارسی، در شهر «زنگبار» هندوستان تولّد یافته بود. شخصیت دوست داشتنی او، منتقدانی را هم برایش دست و پا کرده بود. از جمله انتقاداتی که به او و به عنوان یک رهبر فکری از او میشد، «دو جنس. گرا» (Bis.exual) بودن او بود. امّا به هر ترتیب، انتقادها، هیچ تأثیری در وجهۀ او نگذاشته و ندای "Show Must Go On" او هنوز در یادها و خاطره ها غوغا می کند.
محبوبیت آثار Queen تنها به هوادارانِ گروه ختم نمی شد. فیلم سازان بسیاری (حتی اکنون و پس از گذشت سالها از وفات Freddie)، نسبت به همکاری با آنها، علاقه نشان داده و می دهند. حاصل این همکاری ها را می توان در موزیکِ فیلمهایی همچون: FM و Highlander و The Break Up و Super Size Me و The GirI_ Next Door و Mr. Wrong و Happy Feet و Shaun Of The Dead و Ella Enchanted و بسیاری از دیگر فیلم ها ملاحظه نمود.
گفتنی ها دربارۀ Queen آنچنان زیاد است که به چندین و چند پست نیاز دارد. امّا بنده فقط به یک سری کُلّیات بسنده کرده و از این بابت از شما پوزش می طلبم.
INNUENDO مَعنا
While the sun hangs in the sky and the desert has sand
While we live according to race, colour or creed
Through the sorrow all through our splendour
You can be anything you want to be
- Oooh, ooh
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 تیر1387ساعت 12:15 توسط H.R.K |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
موسیقی، ترجمۀ اشعار، دانلود آهنگ
|
| پیوندها |
|
PLACEBO G l RL COLD PLAYING بی دل PARTY G l R L ROCK STARS لولو (LOOLOO) LENI & THE DREAMER نازنین یلدا |
|
RSS
|